ترجمه "pipelines" به فارسی

خطوط لوله, خطوط لوله (زهکشی), لولهها بهترین ترجمه های "pipelines" به فارسی هستند.

pipelines noun دستور زبان

Plural form of pipeline. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خطوط لوله

    to defend forests and to stop oil pipelines.

    تا از جنگلها دفاع کنند و خطوط لوله نفت را متوقف کنند.

  • خطوط لوله (زهکشی)

  • لولهها

    I know how to take out the backups without blowing up the pipeline.

    مي دونم چطوري بدونِ منفجر كردنِ خط لوله گاز بك.آپ ها رو از بين ببرم.

  • لولهگذاري

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pipelines " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pipelines" با ترجمه به فارسی

  • با خط لوله حمل کردن · تاک · خط لوله · خط لوله کشیدن · شایعه · شفاهی · صدای کلمه · فرستگر · لوله · لوله بری کردن · لوله کشی · لولهکشی (یونیکس) · نرم افزار خط لوله · وسیله ی ارسال · کانال ارتباطی
  • خط لوله انتقال
  • حمل و نقل کانالی
  • پایپ لاین گرافیک
  • خط لوله (رایانه)
  • با خط لوله حمل کردن · تاک · خط لوله · خط لوله کشیدن · شایعه · شفاهی · صدای کلمه · فرستگر · لوله · لوله بری کردن · لوله کشی · لولهکشی (یونیکس) · نرم افزار خط لوله · وسیله ی ارسال · کانال ارتباطی
اضافه کردن

ترجمه های "pipelines" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه