ترجمه "pissed" به فارسی

(انگلیس) مست و خراب, (خودمانی - زننده), برزخ بهترین ترجمه های "pissed" به فارسی هستند.

pissed adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of piss. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (انگلیس) مست و خراب

  • (خودمانی - زننده)

  • برزخ

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • جادو شده
    • خشمگین
    • دلخور
    • رنجیده
    • سیاه مست
    • مبهوت
    • مسحور
    • مسموم شده
    • ناخشنود
    • هوسباز
    • پاتیل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pissed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pissed" با ترجمه به فارسی

  • (آبگونه) دفع کردن · (کمی زننده - urinate بجاتر است) شاشیدن · ادرار · ادرار کردن · بول · بیرون دادن · جیش · شاش · شاشیدن · میزه · پی · پیشاب · پیشاب کردن · چامین · کار بیهوده کردن · گمیز · گمیز کردن
  • دستور اخراج
  • (آبگونه) دفع کردن · (کمی زننده - urinate بجاتر است) شاشیدن · ادرار · ادرار کردن · بول · بیرون دادن · جیش · شاش · شاشیدن · میزه · پی · پیشاب · پیشاب کردن · چامین · کار بیهوده کردن · گمیز · گمیز کردن
  • (آبگونه) دفع کردن · (کمی زننده - urinate بجاتر است) شاشیدن · ادرار · ادرار کردن · بول · بیرون دادن · جیش · شاش · شاشیدن · میزه · پی · پیشاب · پیشاب کردن · چامین · کار بیهوده کردن · گمیز · گمیز کردن
اضافه کردن

ترجمه های "pissed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه