ترجمه "pit stop" به فارسی
(خودمانی - هنگام سفر) توقف (برای خوراک و غیره), (مسابقه ی اتومبیل رانی) توقف برای تعمیر و غیره, توقفگاه بهترین ترجمه های "pit stop" به فارسی هستند.
pit stop
noun
دستور زبان
A stop made during an automobile race at the pit to refuel and perform other periodic maintenance on the vehicle. [..]
-
(خودمانی - هنگام سفر) توقف (برای خوراک و غیره)
-
(مسابقه ی اتومبیل رانی) توقف برای تعمیر و غیره
-
توقفگاه
-
محل توقف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pit stop " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pit stop"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن