ترجمه "pita" به فارسی

پیتا, خنجري, الیاف گیاهان خنجری بهترین ترجمه های "pita" به فارسی هستند.

pita noun دستور زبان

A flat bread pouch used for making sandwiches such as gyros or falafels. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیتا

    bread pouch used for making sandwiches

    Unknown to these visitors, eating that unpretentious pita bread was possibly the most historical experience they had that day.

    اما آنان نمیدانستند که نان سادهٔ پیتا مدتهاست که در آن منطقه تهیه میشود؛ احتمالاً پیشتر از ساخت هر بنای تاریخی در آن شهر.

  • خنجري

  • الیاف گیاهان خنجری

  • ترجمه های کمتر

    • انواع گیاهان خنجری (agave) که از الیاف آن کاغذ و غیره می سازند
    • اکمئا ماگدالنائه
    • نان پیتا
    • نان پیتا (نان شبیه به نان تافتون) (pita bread هم می گویند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pita " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pita
+ اضافه کردن

"Pita" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pita در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

PITA noun دستور زبان

(acronym) Pain in the ass, pain in the arse. [..]

+ اضافه کردن

"PITA" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای PITA در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "pita"

عباراتی شبیه به "pita" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pita" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه