ترجمه "pitfall" به فارسی
دام, مشکل, خطر بهترین ترجمه های "pitfall" به فارسی هستند.
pitfall
noun
دستور زبان
a potential problem, hazard, or danger that is easily encountered but not immediately obvious. [..]
-
دام
nounThe earth, permeated with the ocean, becomes a pitfall.
زمین وقتی که اقیانوس در آن نفوذ کند دام هلاک میشود.
-
مشکل
adjective nounpotential problem, hazard, or danger
This was during the time that Dr. Juvenal Urbino had overcome the pitfalls of his profession
دورانی بود که دکتر خوونال اوربینو هم مشکلات شغلی خود را پشت سر میگذاشت
-
خطر
nounpotential problem, hazard, or danger
it's the pitfall of being in the public eye.
اين خطرِ در چشم عموم بودن و مشهور بودنه
-
ترجمه های کمتر
- تله
- (چاله ای که برای گرفتار کردن شکار روی آن را پوشانده اند) تله
- خطر یا اشکال غیر منتظره
- چال دام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pitfall " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pitfall"
عباراتی شبیه به "pitfall" با ترجمه به فارسی
-
تله، دام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن