ترجمه "pith" به فارسی
مغز, جان کلام, مغز ساقه بهترین ترجمه های "pith" به فارسی هستند.
pith
verb
noun
دستور زبان
The soft spongy substance in the center of the stems of many plants and trees. [..]
-
مغز
nounWood tissue surrounding the pith and formed during the juvenile period
بافت چوبی اطراف مغز چوب که در دوره نوجوانی شکل میگیرد
-
جان کلام
noun -
مغز ساقه
-
ترجمه های کمتر
- بنیه
- چکیده
- طراوت
- نیرو
- قوت
- اس
- اساس
- اهمیت
- (ساقه ی برخی گیاهان) مغز
- (ساقه ی گیاه) مغز درآوردن
- (پرتقال و نارنج و غیره) پوسته یا لایه ی سفیدی که زیرپوست خارجی قرار دارد
- بخش اصلی
- قسمت اساسی هر چیز
- لب مطلب
- مطلب عمده
- مغز استخوان (بیشتر می گویند: marrow)
- مغز تیره ی جانور را قطع کردن
- نکته مهم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pith " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pith
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Pith" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pith در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "pith"
عباراتی شبیه به "pith" با ترجمه به فارسی
-
کلاه پنبهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن