ترجمه "placenta" به فارسی
جفت, كوريون, (کالبد شناسی - جانور شناسی) جفت بهترین ترجمه های "placenta" به فارسی هستند.
(anatomy) A vascular organ in mammals, except monotremes and marsupials, present only in the female during gestation. It supplies food and oxygen from the mother to the foetus, and passes back waste. It is implanted in the wall of the uterus and links to the foetus through the umbilical cord. It is expelled after birth. [..]
-
جفت
nounanatomy: placenta
It's when the placenta rips away from the walls of the uterus.
وقتی جفت از دیواره رحم جدا بشه این اتفاق می افته.
-
كوريون
-
(کالبد شناسی - جانور شناسی) جفت
-
ترجمه های کمتر
- (گیاه شناسی - بخشی از آستر تخمدان که حاوی تخمک ها است) جفت
- جفت (کالبدشناسی)
- جفت جنین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " placenta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Placenta" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Placenta در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "placenta" با ترجمه به فارسی
-
پوريا پلاسنتا
-
پستیا پلاسنتا
-
جفت سر راهی
-
پستیا پلاسنتا · پوريا پلاسنتا
-
پستیا پلاسنتا · پوريا پلاسنتا
-
احتباس جفتی · جفت باقیمانده