ترجمه "plait" به فارسی
بافتن, موی بافته, طره بهترین ترجمه های "plait" به فارسی هستند.
plait
verb
noun
دستور زبان
A flat fold; a doubling, as of cloth; a pleat; as, a box plait. [..]
-
بافتن
verbto interweave
-
موی بافته
nounand now looked a grown up young woman, though the dense black plaits still hung down her back in school girl fashion.
و اکنون علی رغم موی بافته سیاه و انبوهش که هنوز به سبک یک دختر مدرسه پشت سرش آویزان بود، به زنی جوان میمانست.
-
طره
-
ترجمه های کمتر
- تافته
- نوار
- قیطان
- گلابتون
- حاشیه
- شکن
- (روبان یا طناب و غیره) بافته
- (گیسو یا طناب و غیره) بافتن
- رجوع شود به pleat
- طره کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plait " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "plait"
عباراتی شبیه به "plait" با ترجمه به فارسی
-
الياف سبدي · الیاف گیسوبافتی
-
(فرانسه) لطفا · اگر میل شما باشد · بفرمایید · خواهش می کنم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن