ترجمه "plastique" به فارسی

(رقص و پانتومیم) حرکت آهسته (مثل مجسمه ی متحرک), بمب خمیری, بمب پلاستیکی بهترین ترجمه های "plastique" به فارسی هستند.

plastique noun دستور زبان

(dated) A plastic explosive. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (رقص و پانتومیم) حرکت آهسته (مثل مجسمه ی متحرک)

  • بمب خمیری

  • بمب پلاستیکی

    Plastique, detonator wire, cash.

    بمب پلاستیکی ، سیم چاشنی ، پول نقد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plastique " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "plastique" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه