ترجمه "plating" به فارسی
آبکاری, روکش, آب طلا بهترین ترجمه های "plating" به فارسی هستند.
plating
noun
verb
دستور زبان
Present participle of plate . [..]
-
آبکاری
surface covering in which a metal is deposited on a conductive surface
-
روکش
nounSeparation of the plates makes you more vulnerable to knives and gunfire.
جدا بودن روکش ها باعث ميشه در برابر چاقو و گلوله آسيب پذيرتر باشي
-
آب طلا
he beautified the keys by plating them with gold.
کلید دریافتی را با آب طلا دادن، زیباتر نمود.
-
ترجمه های کمتر
- آب نقره
- اندود گری
- اکلیل
- روکش فلزی
- روکش کاری
- عمل آب دادن فلزات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plating " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Plating
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Plating" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Plating در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "plating" با ترجمه به فارسی
-
(گردآوری تمبر پست) یک صفحه تمبر (که شماره ی ترتیب آن یا plate number در حاشیه ی آن چاپ شده است)
-
نگارش حقوقی و رسمی
-
(زمین شناسی - این نظریه : سطح زمین از چندین صفحه ی عظیم تشکیل شده که مرتبا در حرکت اند و موجب زلزله و به وجود آمدن کوه ها و غیره هستند) زمین ساز شناسی · زمینساخت بشقابی
-
استخراجكنندهها · الكها · جداسازها · سیکلونها
-
کارد و چنگال و قاشق طلایی یا دارای روکش طلا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن