ترجمه "platinic" به فارسی

پلاتینی, سپید زری, وابسته به یا دارای طلای سفید بهترین ترجمه های "platinic" به فارسی هستند.

platinic adjective دستور زبان

(inorganic chemistry) Containing tetravalent platinum. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پلاتینی

  • سپید زری

  • وابسته به یا دارای طلای سفید

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " platinic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "platinic" با ترجمه به فارسی

  • آب پلاتین دادن · با پلاتین اندودن یا آمیختن · سپید زراندود کردن
  • سپیدزری · وابسته به یا دارای طلای سفید (به ویژه پلاتین)
  • کلروپلاتینیک اسید
  • کلرید پلاتین(II)
اضافه کردن

ترجمه های "platinic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه