ترجمه "platinum" به فارسی

پلاتین, رنگ سپید زری (خاکستری کم رنگ), سپید زر بهترین ترجمه های "platinum" به فارسی هستند.

platinum adjective verb noun دستور زبان

Of a whitish grey colour, like that of the metal. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پلاتین

    metal [..]

    There was a platinum bracelet and an expensive diamond necklace lying there.

    النگویی از جنی پلاتین و یک گردنبند الماس گران قیمت در آنجا قرار داشت.

  • رنگ سپید زری (خاکستری کم رنگ)

  • سپید زر

  • ترجمه های کمتر

    • شماره ی اتمی : 87
    • صفحه ی گرام (یا نوار ویدئو و غیره) که بیش از یک میلیون نسخه فروش داشته است
    • طلای سفید
    • نقطه جوش : c7283)
    • نقطه ی گداز: c2771
    • وزن مخصوص : 54/12
    • پلاتین (فلز گران بها - نشان آن : Pt: وزن اتمی : 90/591
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " platinum " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "platinum"

عباراتی شبیه به "platinum" با ترجمه به فارسی

  • هگزافلوئورید پلاتین
  • گروه پلاتین
  • ایزوتوپهای پلاتین
  • (زن یا دختر که گیسوی او به رنگ پلاتین است) مو نقره ای
  • (فلز شناسی) فلز پلاتینی (این دسته از فلزات : ruthenium و rhodium و palladium و osmium و iridium و platinum)
  • (شیمی) سیاه پلاتینی (گرد سیاهی که از املاح سپید زر به دست می آید)
  • کلرید پلاتین(IV)
اضافه کردن

ترجمه های "platinum" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه