ترجمه "platy" به فارسی
پهن, (به ویژه سنگ ها و گدازه ی آتشفشانی) ورقه ورقه, (جانور شناسی) رنگین ماهی (جنس Xiphophorous - بومی امریکای مرکزی) بهترین ترجمه های "platy" به فارسی هستند.
platy
adjective
noun
دستور زبان
Resembling plates. [..]
-
پهن
noun -
(به ویژه سنگ ها و گدازه ی آتشفشانی) ورقه ورقه
-
(جانور شناسی) رنگین ماهی (جنس Xiphophorous - بومی امریکای مرکزی)
-
ترجمه های کمتر
- شبیه بشقاب
- صفحه صفحه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " platy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "platy" با ترجمه به فارسی
-
هامن [platyhelminth] · هموار · پیشوند: پهن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن