ترجمه "platter" به فارسی
دیس, تریان, خوانچه بهترین ترجمه های "platter" به فارسی هستند.
platter
noun
دستور زبان
A tray for serving foods. [..]
-
دیس
nounlarge piece of dishware
Large, rotten fish were laid on handsome silver platters;
یک ماهی بزرگ گندیده در یک دیس نقرهای زیبا قرار داشت.
-
تریان
-
خوانچه
-
ترجمه های کمتر
- طبقچه
- (خودمانی) رجوع شود به home plate
- (ظرف) دیس
- (عامیانه) صفحه ی گرامافون
- بشقاب بیضی
- صفحه گرامافون
- صفحه ی گردان (که صفحه ی گرامافون را روی آن قرار می دهند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " platter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن