ترجمه "platoon" به فارسی

گروه, دسته, اسكادران بهترین ترجمه های "platoon" به فارسی هستند.

platoon verb noun دستور زبان

(military) A unit of thirty to forty soldiers typically commanded by a lieutenant and forming part of a company. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گروه

    noun

    He slaughtered an entire village because they allowed my platoon to dig them a well.

    اون يه روستا رو بخاطر اينکه گروه منو تا يه گودال همراهي کردن... سلاخي کرد.

  • دسته

    noun

    military unit size, usually composed of two of more squads or equivalent units

    Okay, these are the individual interviews with her platoon mates.

    باشه ، اينا مصاحبه هايِ انفرادي. با هم دسته اي هاشه

  • اسكادران

  • ترجمه های کمتر

    • گروهه
    • (ارتش) به دسته تقسیم کردن
    • (ارتش) دسته (که شامل دو یا چند جوخه squad است و فرماندهی آن به عهده ی یک ستوان است)
    • (ورزش) بخشی از تیم (مثلا بازیکنان دفاعی در فوتبال امریکایی)
    • (ورزش)بازیکن رزرو بودن یا کردن
    • در دسته قرار دادن
    • دسته ی کوچک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " platoon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Platoon
+ اضافه کردن

"Platoon" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Platoon در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "platoon"

عباراتی شبیه به "platoon" با ترجمه به فارسی

  • (ارتش امریکا) گروهبان دسته · استوار دوم
اضافه کردن

ترجمه های "platoon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه