ترجمه "plausibility" به فارسی
مقبولیت, حق بجانبی, خوش ظاهر بهترین ترجمه های "plausibility" به فارسی هستند.
plausibility
noun
دستور زبان
(obsolete) Something worthy of praise. [..]
-
مقبولیت
-
حق بجانبی
-
خوش ظاهر
-
ترجمه های کمتر
- خوش ظاهری
- صحت - اعتبار
- موجه نمایی
- نرم زبانی
- گوش پسند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plausibility " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "plausibility" با ترجمه به فارسی
-
(معمولا همراه با عدم اعتماد) ظاهرا امین و درست · (معمولا همراه با ناباوری) محتمل · انگاردنی · شدنی · ظاهرا راستگو · ظاهرا منصف · قانع کننده، پذیرفتنی، منطقی، معتبر، قابل تأمُل · موجه نما
-
با نرم زبانی · بطور حق بجانب · بطور موجه نما
-
(معمولا همراه با عدم اعتماد) ظاهرا امین و درست · (معمولا همراه با ناباوری) محتمل · انگاردنی · شدنی · ظاهرا راستگو · ظاهرا منصف · قانع کننده، پذیرفتنی، منطقی، معتبر، قابل تأمُل · موجه نما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن