ترجمه "plexus" به فارسی
شبکه, (کالبد شناسی) شبکه ی رگ, شبکه (دستگاه عصبی) بهترین ترجمه های "plexus" به فارسی هستند.
plexus
noun
دستور زبان
A network or interwoven mass, especially (anatomy) of nerves, blood vessels, or lymphatic vessels. [..]
-
شبکه
nounin this plexus of blood vessels and nerves,
یه چیزی توی این شبکه عصبی و رگ ها حس کردم،
-
(کالبد شناسی) شبکه ی رگ
-
شبکه (دستگاه عصبی)
-
ترجمه های کمتر
- شبکه ی عصب
- هم پیچه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plexus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "plexus"
عباراتی شبیه به "plexus" با ترجمه به فارسی
-
شبكه كوروييد
-
شبکه خاجی
-
(عامیانه) بخش شکم واقع در زیر استخوان سینه · (کالبد شناسی) تورینه ی خورشیدی · شبکه ی عصبی پشت معده
-
شبکه بازویی
-
شبکه گردنی
-
شبکه عصبی
-
شبکه دنبالچهای
-
شبکه کمری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن