ترجمه "pliant" به فارسی

رام, کشدار, رجوع شود به pliable بهترین ترجمه های "pliant" به فارسی هستند.

pliant adjective دستور زبان

Capable of plying or bending; readily yielding to force or pressure without breaking; flexible; pliable; lithe; limber; plastic; as, a pliant thread; pliant wax. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رام

    and pressed her com pliant, burning body to his own.

    و او را رام، با تنی سوزان، به خود فشرد.

  • کشدار

    adjective
  • رجوع شود به pliable

  • مطیع (به ویژه مطیع یا پیرو قانون)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pliant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pliant
+ اضافه کردن

"Pliant" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pliant در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "pliant" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pliant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه