ترجمه "plicate" به فارسی

(زیست شناسی) تاخورده, چین خورده (مانند بادبزن تاشو) (plicated هم می گویند) بهترین ترجمه های "plicate" به فارسی هستند.

plicate adjective verb دستور زبان

Folded multiple times lengthwise like a fan, usually lending stiffness to a flat structure such as a leaf; corrugated; pleated. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (زیست شناسی) تاخورده

  • چین خورده (مانند بادبزن تاشو) (plicated هم می گویند)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plicate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "plicate"

عباراتی شبیه به "plicate" با ترجمه به فارسی

  • لابه لا · چین خورده · چین دار
  • اسید پلیکاتیک
  • (در لایه های سنگی) سنگتا · (زیست شناسی) · تا · تا خوردگی · خمیدگی · طره · چین · چین خوردگی · چین لایه
اضافه کردن

ترجمه های "plicate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه