ترجمه "plight" به فارسی

مخمصه, گرفتاری, فلاکت بهترین ترجمه های "plight" به فارسی هستند.

plight verb noun دستور زبان

(obsolete) Danger, risk. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مخمصه

    noun

    I'm hoping her plight will lure him here.

    اميدوارم مخمصه ي دخترش ، اونو بکشونه اينجا.

  • گرفتاری

    and about the plight that they will face in America,

    و به گرفتاری هایی که در آمریکا با آن مواجه خواهند شد،

  • فلاکت

  • ترجمه های کمتر

    • بدبختی
    • حالت
    • قول
    • وفا
    • بلیه
    • تحیر
    • وفاداری
    • پیمان
    • (قدیمی) عهد
    • تعهد دادن
    • تعهد کردن
    • عهد کردن
    • قول دادن
    • متعهد شدن
    • وضع بد
    • وضع خطرناک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plight " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Plight
+ اضافه کردن

"Plight" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Plight در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "plight" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه