ترجمه "plough" به فارسی
شخم زدن, خیش, گاوآهن بهترین ترجمه های "plough" به فارسی هستند.
A device pulled through the ground in order to break it open into furrows for planting. [..]
-
شخم زدن
verbto use a plough on to prepare for planting
She's going out with Grisha to plough today.
برای شخم زدن هم بناست با گریشکا بره.
-
خیش
device pulled through the ground [..]
The wooden plough too wasn't always used.
خیش چوبی هم همیشه مورد استفاده نبوده است.
-
گاوآهن
tool or farm implement [..]
Been trying to buy a plough off Prokhor, offered him twelve rubles but he won't take it.
چند روز پیش خواستم از پرو خور یک گاوآهن بخرم و دوازده روبل دادم، نداد.
-
ترجمه های کمتر
- شخم
- (انگلیس) رجوع شود به plow
- شخم کردن
- گاو آهن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plough " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(astronomy, UK) The common name for the brightest seven stars of the constellation Ursa Major. [..]
-
خرس بزرگ
تصاویر با "plough"
عباراتی شبیه به "plough" با ترجمه به فارسی
-
خيشهاي تاكستان · خیشهای صفحهبرگردان · گاوآهنهاي صفحهبرگردان
-
خیشهای نوسانی · گاوآهنهای نوسانی
-
خیشهای دیسکی · گاوآهنهای دیسکی
-
خيشهاي زهكشي · خیشهای زیرزمینی · گاوآهنهای زیرزمینی
-
خیشها · خیشهای واگرد روي ديرك · گاوآهنها
-
خيشهاي تاكستان · خیشهای صفحهبرگردان · گاوآهنهاي صفحهبرگردان
-
خيشهاي زهكشي · خیشهای زیرزمینی · گاوآهنهای زیرزمینی
-
خیشهای کار سنگین · گاوآهنهای کار سنگین