ترجمه "plots" به فارسی
كرتها, کشتزارها بهترین ترجمه های "plots" به فارسی هستند.
plots
verb
noun
دستور زبان
Plural form of plot. [..]
-
كرتها
-
کشتزارها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plots " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "plots" با ترجمه به فارسی
-
)هدش توف صخش یراپس كاخب یارب نیمز هعطق( هاگمارآ
-
نمودار نقطهای · نمودار پراکنش
-
(روی نقشه) تعیین کردن · (ریاضی) به صورت نمودار یا منحنی نشان دادن · (زمین) قطعه · (معمولا با: out - زمین را) مساحی و به قطعات تقسیم کردن · (کامپیوتر) رسم کردن · تبانی · توطئه · توطئه کردن · داستان طرح کردن · دسیسه · روی نمودار نشان دادن 0 · ساخت و پاخت · ساخت و پاخت کردن · سوسه · سگالش · سگالیدن · طرح · طرح داستان · قطعه قطعه کردن · قواره · منحنی (چیزی را) کشیدن · نشان دادن · نقشه ی زمین · نقشه ی زمین و ساختمان · نقشه ی ساختمان · نقشه ی سری کشیدن · کرت
-
نمودار جعبهای
-
(تاریخ انگلیس) توطئه ی ناکامی که طبق آن قرار بود در 5061 جیمز اول و دو مجلس انگلیس از راه نقب زنی و انفجار نابود شوند
-
طراحی کرت
-
پیچش داستانی
-
نمودار صخره ای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن