ترجمه "plump" به فارسی
تپل, فربه, گوشتالو بهترین ترجمه های "plump" به فارسی هستند.
plump
adjective
verb
noun
adverb
دستور زبان
(intransitive) To grow plump; to swell out; as, her cheeks have plumped. [..]
-
تپل
Having a full and rounded shape, chubby
His plump flabby face had turned grey with fearful apprehension.
صورت تپل و نرم پسرک از شدت دلهره و وحشت خاکستری شده بود.
-
فربه
adjectiveThe plump boy ran after them angrily, as if vexed that their program had been disturbed.
پسربچه فربه خشمناک در پی ایشان دوید، گویی از اینکه وقفهای در تفریحاتش پیدا شده، اندوهناک است.
-
گوشتالو
adjective
-
ترجمه های کمتر
- پر
- درست
- سقوط
- لنبه
- چنبه
- تلپ
- سرراست
- تصادم
- نشستن
- رک
- دام
- انداختن
- دسته
- (انگلیس - محلی) انبوه
- (به نفع کسی یا چیزی) تبلیغ کردن
- (صدا) تالاپ
- (معمولا با: for) به حمایت (از چیزی) در آمدن
- (ناگهان و یا با صدای تالاپ) افتادن
- (ناگهان) آمدن یا رفتن
- با بی پردگی
- با صراحت
- باد کرده کردن یا شدن
- بزرگ و آبدار
- بی پرده
- تعریف کردن از
- تپل مپل
- تپل کردن یا شدن
- خوردن (به چیزی)
- رای دادن (به سود کسی یا چیزی)
- فربه کردن
- فرو رفتن
- فرود (ناگهانی)
- متورم کردن یا شدن
- نازل شدن
- پشتیبانی کردن
- پف کرده شدن یا کردن
- چاق و چله
- چاق کردن
- گرد و قلنبه
- گرد و قلنبه کردن یا شدن
- گوشتالو کردن یا شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plump " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Plump
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Plump" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Plump در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "plump"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن