ترجمه "poach" به فارسی

(با آب آمیختن و به صورت خمیر نرم در آوردن) خمیر کردن, (به خاطر راه رفتن انسان یا چارپایان) گلی کردن, آب پز کردن بهترین ترجمه های "poach" به فارسی هستند.

poach verb دستور زبان

(transitive) to cook something in simmering water [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (با آب آمیختن و به صورت خمیر نرم در آوردن) خمیر کردن

  • (به خاطر راه رفتن انسان یا چارپایان) گلی کردن

  • آب پز کردن

    Yesterday, I poached an egg.

    ديروز يک تخم مرغ آب پز کردم

  • ترجمه های کمتر

    • تجاوز کردن (به ویژه به منظور شکار یا ماهیگیری در ملک دیگران)
    • در گل فرو رفتن (هنگام راه رفتن)
    • قاچاقی صید کردن
    • پختن در آب
    • پر چاله چوله شدن (در اثر رفت و آمد)
    • چاله چوله دارکردن
    • گلی شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " poach " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Poach
+ اضافه کردن

"Poach" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Poach در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "poach" با ترجمه به فارسی

  • تنگابپزی · شکار غیرقانونی
  • تنگابپزی · شکار غیرقانونی
اضافه کردن

ترجمه های "poach" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه