ترجمه "poaching" به فارسی
تنگابپزی, شکار غیرقانونی بهترین ترجمه های "poaching" به فارسی هستند.
poaching
noun
verb
دستور زبان
Present participle of poach. [..]
-
تنگابپزی
cooking technique
-
شکار غیرقانونی
illegal taking of wild plants or animals
It's a little against my feeling: poaching, now, if you come to look into it
راستش را بخواهی، من از این جریان شکار غیرقانونی هیچ خوشم نمیآید؛
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " poaching " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "poaching" با ترجمه به فارسی
-
(با آب آمیختن و به صورت خمیر نرم در آوردن) خمیر کردن · (به خاطر راه رفتن انسان یا چارپایان) گلی کردن · آب پز کردن · تجاوز کردن (به ویژه به منظور شکار یا ماهیگیری در ملک دیگران) · در گل فرو رفتن (هنگام راه رفتن) · قاچاقی صید کردن · پختن در آب · پر چاله چوله شدن (در اثر رفت و آمد) · چاله چوله دارکردن · گلی شدن
-
(با آب آمیختن و به صورت خمیر نرم در آوردن) خمیر کردن · (به خاطر راه رفتن انسان یا چارپایان) گلی کردن · آب پز کردن · تجاوز کردن (به ویژه به منظور شکار یا ماهیگیری در ملک دیگران) · در گل فرو رفتن (هنگام راه رفتن) · قاچاقی صید کردن · پختن در آب · پر چاله چوله شدن (در اثر رفت و آمد) · چاله چوله دارکردن · گلی شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن