ترجمه "poise" به فارسی

توازن, وقار, پواز بهترین ترجمه های "poise" به فارسی هستند.

poise verb noun دستور زبان

(obsolete) Weight; an amount of weight, the amount something weighs. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • توازن

    noun
  • وقار

    noun

    " Poise Feminine Wash. "

    وقار ، محلول شستشو

  • پواز

    unit of dynamic viscosity

  • ترجمه های کمتر

    • متانت
    • آرامش
    • سنگینی
    • تردید
    • میزان
    • اندروایی
    • فرهمندی
    • تعلیق
    • بلاتکلیفی
    • بزرگواری
    • آسودگی
    • آرامی
    • (به حالت تعادل) نگه داشتن
    • (شیمی) پواز
    • (معیار cgs برای سنجش چسبندگی یا viscosity) پواز (مخفف : P)
    • (نادر) وزن کردن
    • آماده شدن یا کردن
    • اندر واکردن یا شدن
    • به حالت آماده باش در آوردن
    • حالت تعادل (فکری یا روحی و غیره)
    • حالت عمودی
    • ساکن نگهداشتن
    • مترصد کردن یا شدن
    • معلق ماندن یا شدن
    • هم ترازی
    • هم سنگی
    • کمین کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " poise " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "poise" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "poise" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه