ترجمه "policeman" به فارسی

پاسبان, پلیس, آژان بهترین ترجمه های "policeman" به فارسی هستند.

policeman noun دستور زبان

A member of a police force, especially one who is male. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پاسبان

    noun

    a member of a police force

    Pierre had taken part in tying a policeman to a bear.

    پییر در بستن پاسبان به پشت خرس شرکت داشت.

  • پلیس

    noun

    From the time he was a small boy, Tom knew that he wanted to be a policeman.

    تام از زمانی که پسر کوچکی بود، میدانست که می خواهد یک پلیس شود.

  • آژان

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • (مفرد) پلیس
    • مامور پليس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " policeman " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "policeman"

اضافه کردن

ترجمه های "policeman" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه