ترجمه "policy" به فارسی

سیاست, خط مشی, تدبیر بهترین ترجمه های "policy" به فارسی هستند.

policy verb noun دستور زبان

A plan or course of action, especially one of an organization or government [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیاست

    noun

    And a great way to learn about policy is to look at what worked in the past.

    و بهترین راهی که می تونیم درباره سیاست یاد بگیریم اینه که ببینیم قبلا چه سیاستی موفق بوده.

  • خط مشی

    noun

    principle or protocol to guide decisions and achieve rational outcomes

    It is our policy not to give out personal information.

    خط مشی ما این است که اطلاعات خصوصی و مربوط به کارکنان را به کسی نمیدهیم.

  • تدبیر

  • ترجمه های کمتر

    • مصلحت اندیشی
    • بیمه
    • سیاستمداری
    • تدبیرگان
    • تدبیرگری
    • ترفند
    • زیرکی
    • زرنگی
    • پلیس
    • (امریکا) لاتاری غیر قانونی
    • (در اصل) دولت
    • اقدام عاقلانه
    • بیمه نامه
    • بیمه نامه (نام کامل آن : insurance policy)
    • سازمان دولتی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " policy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Policy
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیاست

    noun

    of something called the Global Commission on Drug Policy.

    که به آن کمیته جهانی سیاست مواد نام می گویند.

  • خط مشی

    It is our policy not to give out personal information.

    خط مشی ما این است که اطلاعات خصوصی و مربوط به کارکنان را به کسی نمیدهیم.

عباراتی شبیه به "policy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "policy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه