ترجمه "polite" به فارسی
مؤدب, مودب, با ادب بهترین ترجمه های "polite" به فارسی هستند.
polite
adjective
verb
دستور زبان
Well-mannered, civilized. [..]
-
مؤدب
adjective nounwell-mannered [..]
He was not a man with whom it was worth while wasting politeness.
آدمی نبود که مؤدب بودن نسبت بهاو موجبی داشته باشد.
-
مودب
You're a guest on my ship, I'm gonna be polite.
تو روي کشتي من يه مهموني ، ميخوام مودب باشم.
-
با ادب
adjectiveHe gave a polite tip of the head, but his eyes sought his father behind him.
با ادب سری جنباند و چشمهایش را به جستجوی پدرش به پشت گرداند.
-
ترجمه های کمتر
- مودبانه
- مهذب
- متمدن
- بهمنش
- فرهیخته
- وارسته
- از روی ادب
- از روی باادبی
- با تربیت
- با فرهنگ
- با معرفت
- با نزاکت
- معرفت آفرین
- معرفت زا
- نیک منش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " polite " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Polite
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Polite" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Polite در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "polite" با ترجمه به فارسی
-
مخالفان دولتی
-
جنبش سیاسی
-
طیف سیاسی
-
زندانی سیاسی
-
سیاست تطبیقی
-
ایدئولوژی · طرزتفکر
-
وضعیت سیاسی تاجیکستان
-
آزادی سیاسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن