ترجمه "politely" به فارسی
مودبانه, با ادب بهترین ترجمه های "politely" به فارسی هستند.
politely
adverb
دستور زبان
in a polite manner [..]
-
مودبانه
Tom politely pretended not to notice that Mary had been crying.
تام مودبانه تظاهر کرد که متوجه گریه کردن مری نشده است.
-
با ادب
He gave a polite tip of the head, but his eyes sought his father behind him.
با ادب سری جنباند و چشمهایش را به جستجوی پدرش به پشت گرداند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " politely " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "politely" با ترجمه به فارسی
-
مخالفان دولتی
-
جنبش سیاسی
-
زندانی سیاسی
-
سیاست تطبیقی
-
وضعیت سیاسی تاجیکستان
-
آزادی سیاسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن