ترجمه "politely" به فارسی

مودبانه, با ادب بهترین ترجمه های "politely" به فارسی هستند.

politely adverb دستور زبان

in a polite manner [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مودبانه

    Tom politely pretended not to notice that Mary had been crying.

    تام مودبانه تظاهر کرد که متوجه گریه کردن مری نشده است.

  • با ادب

    He gave a polite tip of the head, but his eyes sought his father behind him.

    با ادب سری جنباند و چشمهایش را به جستجوی پدرش به پشت گرداند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " politely " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "politely" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "politely" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه