ترجمه "poop" به فارسی

گه, عن, ریدن بهترین ترجمه های "poop" به فارسی هستند.

poop verb noun دستور زبان

The stern of a ship. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گه

    noun
  • عن

    noun

    You got a poop-filled diaper in there?

    نکنه یه کهنه ی پر عن اونجا داری ؟

  • ریدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • ککه
    • چرند
    • (از زور خستگی) وامانده کردن
    • (امواج) روی بخش عقب کشتی پاشیدن
    • (خودمانی - معمولا به صورت صیغه ی مجهول) کاملا خسته کردن
    • (خودمانی)
    • (خودمانی) آدم احمق و قابل تحقیر
    • (در اصل) پاشنه ی کشتی
    • (کشتی بادبان دار) تختگاه یا سکوب عقب (که گاهی بام یک کابین است و به آن poop deck هم می گویند)
    • اخبار خصوصی
    • از توان انداختن
    • از رمق انداختن
    • اطلاعات محرمانه
    • بخش عقب کشتی
    • به پاشنه خوردن
    • داروی مخدر
    • ساده لوح
    • صدای کوتاه
    • عرشه ی عقب (stern هم می گویند)
    • عن کردن
    • واقعیات مربوطه
    • که که
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " poop " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Poop
+ اضافه کردن

"Poop" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Poop در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "poop" با ترجمه به فارسی

  • مجموعه ی موجزی از اطلاعات درباره ی چیزی بخصوص
اضافه کردن

ترجمه های "poop" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه