ترجمه "poor" به فارسی

فقیر, درویش, بیچاره بهترین ترجمه های "poor" به فارسی هستند.

poor adjective noun دستور زبان

With little or no possessions or money. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فقیر

    adjective

    with no possessions or money [..]

    He was happy, poor as he was.

    او خوشبخت است، هرچند فقیر است.

  • درویش

    noun
  • بیچاره

    adjective

    I feel very sorry for Tom, poor fellow.

    من خیلی احساس تاثر می کنم برای تام ، این طفلک بیچاره.

  • ترجمه های کمتر

    • مسکین
    • نابسنده
    • بدبخت
    • ضعیف
    • تنگدست
    • تهیدست
    • بد
    • خاکسار
    • ناچیز
    • کم
    • فقیرنشین
    • مستمند
    • نیازمند
    • نحیف
    • meskin
    • حیوونکی
    • مستمندانه
    • نادار
    • (از روی دلسوزی) بیچاره
    • بی بضاعت
    • بی نوا
    • بی چیز
    • رقت انگیز
    • فلک زده
    • کم بنیه
    • کم قوت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " poor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Poor
+ اضافه کردن

"Poor" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Poor در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "poor" با ترجمه به فارسی

  • شیوه های ضعیف مدیریت ریسک
  • (امریکا- سابقا) مزرعه ی بینوایان (که آنجا در مقابل کار به فقرا خوراک و مسکن می دادند)
  • ابله · حوله داغ
  • مسکین، بیچاره
  • (انگلیس - سابقا) قوانین کمک به بینوایان
  • (عامیانه) دم از بی پولی زدن · سوخته کنی کردن
  • (جنوب ایالات متحده - ناخوشایند) سفید پوست جاهل و بی چیز
  • (به ویژه در کلیسا) صندوق خیرات · صندوق اعانه · صندوق صدقه
اضافه کردن

ترجمه های "poor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه