ترجمه "poor fellow" به فارسی

درمانده، ناچار، عاجز، ناتوان, مسکین، بی نوا بهترین ترجمه های "poor fellow" به فارسی هستند.

poor fellow
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درمانده، ناچار، عاجز، ناتوان

  • مسکین، بی نوا

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " poor fellow " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "poor fellow" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه