ترجمه "popularize" به فارسی

شناساندن, باب کردن, رایج کردن بهترین ترجمه های "popularize" به فارسی هستند.

popularize verb دستور زبان

(American) Alternative spelling of popularise. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شناساندن

  • باب کردن

  • رایج کردن

  • ترجمه های کمتر

    • رواج دادن
    • غیر تخصصی کردن
    • قابل فهم عوام کردن
    • متداول کردن
    • محبوب کردن
    • همه فهم کردن
    • همه پسند کردن
    • پسندیده کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " popularize " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "popularize" با ترجمه به فارسی

  • جبهه خلق آذربایجان
  • رجوع شود به folk etymology
  • ارزان · باب · خواستنی · در استطاعت مردم · دموکراتیک · دوست داشتنی · رایج · عامه پسند · عمومی · غیر تخصصی · قابل فهم عوام · متداول · محبوب · مردم پسند · مردمی · مشهور · معمول · نازل · نامدار · همه فهم · همگانی · وابسته به یا توسط مردم · پربیننده · پرخواهان · پرطرفدار · پرهوادار · پسند
  • (به ویژه در فرانسه : 9 · 6391) ائتلاف احزاب چپ و میانه رو (اغلب با P و F بزرگ می نویسند) · جبهه ملی
  • حزب پیشتاز خلق
  • در بحث پیوندها یعنی این که صفحه چند لینک دارد و در بحث بازدید صفحات یعنی این که صفحه چقدر بازدید دارد.
  • مشهور ومتداول کننده
  • موسیقی عامهپسند
اضافه کردن

ترجمه های "popularize" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه