ترجمه "populated" به فارسی
اباد, جمعیت دار, مسکون بهترین ترجمه های "populated" به فارسی هستند.
populated
adjective
verb
دستور زبان
Supplied with inhabitants or content. [..]
-
اباد
-
جمعیت دار
Phoenix is three times bigger than Seattle just in population.
شهر فینیکس فقط سه برابر سیاتل جمعیت داره.
-
مسکون
-
معمور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " populated " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "populated" با ترجمه به فارسی
-
اکولوژی جمعیت · بومشناسی جمعیت
-
انفجار جمعيت · انفجار جمعيتي · تغيير جمعيت · دینامیک جمعیت · پویایی جمعیت · پویاییشناسی جمعیت
-
افزايش جمعيت · رشد جمعیت
-
جمعیت جانوری
-
توزیع جمعیت
-
تركيب جمعيت · ساختار جمعیت
-
جمعیتهای ناهمگن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن