ترجمه "portage" به فارسی
حمل, ترابری, ترابرد بهترین ترجمه های "portage" به فارسی هستند.
portage
verb
noun
دستور زبان
An act of carrying, especially the carrying of a boat overland between two waterways [..]
-
حمل
nounAt last all was removed and laid on the portage way.
سرانجام همه چیز منتقل شد و روی کوره راه مخصوص حمل بار قرار گرفت.
-
ترابری
noun -
ترابرد
-
ترجمه های کمتر
- (قایق و غیره را) حمل کردن
- از خشکی رد کردن
- حمل قایق از یک دریاچه (یا رود و غیره) به دریاچه (یا رود وغیره ی) دیگر
- حمل و نقل
- ظرفیت کشتی
- مسیر حمل قایق
- هزینه ی ترابری
- کرایه ی حمل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " portage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن