ترجمه "portal" به فارسی
درگاه, دروازه, پورتال بهترین ترجمه های "portal" به فارسی هستند.
portal
adjective
noun
دستور زبان
A grandiose and often lavish entrance. [..]
-
درگاه
nounentry point [..]
Uh, I think a portal to another dimension is gonna be pretty obvious.
فکر می کنم یه درگاه به بُعد دیگه خیلی تابلو باشه
-
دروازه
nounmagical or technological doorway connecting distant locations
The more of them we create, the easier it will be to secure the portal.
این جوری راحت تر میتونیم از دروازه محافظت کنیم.
-
پورتال
website
It's irresponsible of us to open another portal.
غیر مسئولانه از ما است برای باز کردن پورتال دیگری.
-
ترجمه های کمتر
- باب
- سردر
- مدخل
- آغاز
- (زیست شناسی) درواره
- (مجازی - جمع) آستانه
- درواره ای
- مدخل بزرگ
- مدخل مزین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " portal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Portal
proper
A ghost town in California. [..]
-
پرتال
called the Open Data Portal NYC.
به نام پرتال داده باز شهر نیویورک.
تصاویر با "portal"
عباراتی شبیه به "portal" با ترجمه به فارسی
-
ورید باب
-
پورتال وب
-
(پرداخت مزد از هنگام دخول به معدن یا کارخانه و غیره تا هنگام خروج) مزد بر حسب ساعات کار · مزد ساعتی
-
پرفشاری ورید باب
-
درگاه برگزیده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن