ترجمه "porthole" به فارسی
دریچه, (دژ یا سنگر یا بارو و غیره) مزغل, (هواپیما و کشتی) پنجره (معمولا گرد یا بیضی) بهترین ترجمه های "porthole" به فارسی هستند.
porthole
noun
دستور زبان
A circular window set in the hull of a ship. [..]
-
دریچه
noun" Now the Earth has gone from the porthole.
حالا زمین داره از دریچه می گذره.
-
(دژ یا سنگر یا بارو و غیره) مزغل
-
(هواپیما و کشتی) پنجره (معمولا گرد یا بیضی)
-
ترجمه های کمتر
- روزنه ی تیراندازی (embrasure هم می گویند)
- سوراخ برج
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " porthole " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "porthole"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن