ترجمه "portrayal" به فارسی

تصویر, رخساره, بازنمود بهترین ترجمه های "portrayal" به فارسی هستند.

portrayal noun دستور زبان

The act of portraying. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تصویر

    noun

    What a vivid portrayal of the perseverance and thoroughness of God’s people in carrying out the witnessing work in modern times!

    چه تصویر واضحی از ثابتقدمی، دقت و نظم قوم امروزهٔ خدا در خدمت موعظه!

  • رخساره

  • بازنمود

  • ترجمه های کمتر

    • فرتور
    • فرتورگری
    • نقاشی
    • شرح
    • ایفای نقش
    • تصویر سازی
    • رخ نگاشت
    • رخ نگاشتگری
    • رخساره کشی
    • عکس کشی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " portrayal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Portrayal
+ اضافه کردن

"Portrayal" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Portrayal در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "portrayal" با ترجمه به فارسی

  • صورتگر · نقاش · پیکر نگار
اضافه کردن

ترجمه های "portrayal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه