ترجمه "portrayer" به فارسی
صورتگر, نقاش, پیکر نگار بهترین ترجمه های "portrayer" به فارسی هستند.
portrayer
noun
دستور زبان
Agent noun of portray; one who portrays. [..]
-
صورتگر
-
نقاش
noun -
پیکر نگار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " portrayer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "portrayer" با ترجمه به فارسی
-
ایفای نقش · بازنمود · تصویر · تصویر سازی · رخ نگاشت · رخ نگاشتگری · رخساره · رخساره کشی · شرح · عکس کشی · فرتور · فرتورگری · نقاشی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن