ترجمه "positioning" به فارسی

تثبیت موقعیت, تعیین جا, تعیین محل بهترین ترجمه های "positioning" به فارسی هستند.

positioning noun adjective verb دستور زبان

The act of positioning; placement. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تثبیت موقعیت

    noun adjective
  • تعیین جا

    noun
  • تعیین محل

    noun

    by specifying the position of where we're making the fold,

    و اینکارو با تعیین محل تا کردن انجام می دهیم٬

  • ترجمه های کمتر

    • تعیین مکان
    • جا
    • جایگاه سازی
    • جایگاه یابی
    • محل نصب
    • موضع یابی
    • موقع یابی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " positioning " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Positioning
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جایگاه یابی

عباراتی شبیه به "positioning" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "positioning" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه