ترجمه "positive" به فارسی
مثبت, یقین, مطمئن بهترین ترجمه های "positive" به فارسی هستند.
positive
adjective
noun
دستور زبان
Definitively laid down; explicitly stated; clearly expressed, precise, emphatic. [..]
-
مثبت
adjectiveWhat is negative right and positive right?
حق مثبت و حق منفی چیست؟
-
یقین
adjective nounHe was one of those who think that science will eventually turn the position.
از کسانی بود که یقین داشتند که علم سرانجام وضع را عوض خواهد کرد.
-
مطمئن
adjectiveThe doctor expressed his opinion positively and emphatically.
دکتر مسکو نظر خود را با لحنی جدی و مطمئن خاطرنشان ساخت.
-
ترجمه های کمتر
- مفید
- سازنده
- قاطع
- قطعی
- کامل
- بیشند
- حتمی، مسلم، قطعی، یقینی، ایجابی
- مُسُلَّم، ایجابی
- صریح
- عرفی
- غره
- قراردادی
- سنتی
- دقیق
- (دستور زبان) صفت مطلق
- (فیلم یا عکس) مثبت
- بدون مباحثه
- بی شبهه
- بی چون و چرا
- خوش بینانه
- راست نما
- قید مطلق (در برابر: تفضیلی comparative و عالی superlative)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " positive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "positive" با ترجمه به فارسی
-
جي.پي.اس (نظامهاي مكانيابي جهاني)
-
توقف در نقطه ثابت
-
شرح شغل؛ شرح وظایف
-
و موارد مشابه همگی معنایی شبیه به بهینهسازی سایت یا سئو دارند.
-
طبقهبندی شغل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن