ترجمه "possibility" به فارسی
امکان, احتمال, فرصت بهترین ترجمه های "possibility" به فارسی هستند.
possibility
noun
دستور زبان
The quality of being possible. [..]
-
امکان
nounquality of being possible
The more scientific the subject, the less the possibility of different interpretations.
هر چه موضوع علمی تر باشد، امکان تعابیر مختلف از آن کمتر می شود.
-
احتمال
nounquality of being possible
There's a small possibility that Tom will be arrested.
احتمال کوچکی وجود دارد که تام دستگیر شود.
-
فرصت
nounA favorable circumstance or occasion.
I'll tell the London agents to get the stuff on its way as soon as possible.
به آژانس لندنی خواهم گفت که در اولین فرصت آن را ارسال کند.
-
ترجمه های کمتر
- شدنش
- شایش
- شدنی بودن
- چیز ممکن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " possibility " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "possibility"
عباراتی شبیه به "possibility" با ترجمه به فارسی
-
هرچه زودتر
-
باشد که، بسا که، شاید، احتمالأ
-
احتمالی · امکان · امکان پذیر · انجام پذیر · دارای شرایط مورد قبول · ذخیره ای · شایا · شایند · شدنی · ممكن · ممکن · مناسب · میسر · پذیرفتنی
-
اتفاقا · احتمالا · امکان داشتن · تصادفا · شاید
-
امکان داشتن
-
مرز امکانات تولید
-
امکانات تولید · ظرفيت توليد · پتانسيل توليد
-
تا جای امکان · حتیالامکان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن