ترجمه "possessor" به فارسی
مالک, متصرف, دارا بهترین ترجمه های "possessor" به فارسی هستند.
possessor
noun
دستور زبان
Agent noun of possess; one who possesses. [..]
-
مالک
It seemed to me that, should he become the possessor of Mr. Oliver's large fortune,
به نظرم رسید که اگر او مالک ثروت کلان آقای الیور بشود ،
-
متصرف
for the possessor of wealth is not made happy by possessing it
در واقع کسی که صاحب و متصرف ثروتها و مکنتها است تنها از داشتن آنها سعادتمند نخواهد بود
-
دارا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " possessor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "possessor"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن