ترجمه "possessive" به فارسی
حالت مالکیت, انحصارگر, (با تغییر دادن ضمیر بیان می شود مثلا I می شود my و whoمی شود whose) بهترین ترجمه های "possessive" به فارسی هستند.
possessive
adjective
noun
دستور زبان
Of or pertaining to ownership or possession. [..]
-
حالت مالکیت
adjective noun -
انحصارگر
He admits, “I became angry, jealous, possessive, and insecure.”
فرشید میگوید: «خشمگین، حسود، انحصارگر و نگران شده بودم.»
-
(با تغییر دادن ضمیر بیان می شود مثلا I می شود my و whoمی شود whose)
-
ترجمه های کمتر
- (با قرار دادن of جلو اسم بیان می شود)
- (دستور زبان) حالت ملکی (possessive case هم می گویند)
- (دستور زبان) ملکی (با افزودن اپوستروف و معمولا s بیان می شود)
- تملک گرای
- سلطه گرای
- وابسته به داشتن یا مالک بودن (رجوع شود به possess)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " possessive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Possessive
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Possessive" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Possessive در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "possessive" با ترجمه به فارسی
-
دارایی
-
آشفته · برخوردار از · تصاحب شده (رجوع شود به possess) · جن زده · دیوانه · شوریده · صاحب · کاملا وسوسه شده
-
(با زن) جماع کردن · (زن را) تصرف کردن · (قدیمی) به دست آوردن · (معمولا با: of) در اختیار کسی گذاشتن · برخوردار بودن · تحت تاثیر قرار دادن · تحت نفوذ گرفتن · تسخیر شدن/شدگی (توسط شیاطین/جادوگران بعنوان مثال) · دارا بودن · داشتن · دانستن · در تصرف داشتن · در تملک داشتن · مال خود دانستن · مالک بودن · متصرف بودن · متصرف شدن · مستولی شدن · واجد بودن · گرفتن
-
(جمع) ثروت · (فوتبال و بسکتبال و غیره) در اختیار داشتن توپ · تصاحب · تصرف · تصمیم جدی · دارايی · دارایی · دارندگی · داروندار · داشتن · رجوع شود به self-possession · عزم راسخ · مال و منال · مالک (چیزی) بودن · مالکیت · نیروی اراده · هرچیز مورد تصاحب
-
حالت اضافه · حالت مالکیت
-
zamir-e molki
-
احساس مالکیت
-
تصمیم جدی · خودداری · عزم راسخ · متانت · نیروی اراده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن