ترجمه "possess" به فارسی

داشتن, دارا بودن, گرفتن بهترین ترجمه های "possess" به فارسی هستند.

possess Verb verb دستور زبان

(transitive) To have; to have ownership of. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • داشتن

    verb

    For centuries women were burned at the stake for possessing 'supernatural powers'.

    طی قرون متمادی زنان به خاطر داشتن قدرتهای فوق طبیعی، زنده زنده در آتش سوزانده شدهاند.

  • دارا بودن

    verb
  • گرفتن

    verb

    its a manslaughter and possession beef

    موضوع يک آدمكشيه و گرفتن جون يک آدم

  • ترجمه های کمتر

    • تسخیر شدن/شدگی (توسط شیاطین/جادوگران بعنوان مثال)
    • دانستن
    • (با زن) جماع کردن
    • (زن را) تصرف کردن
    • (قدیمی) به دست آوردن
    • (معمولا با: of) در اختیار کسی گذاشتن
    • برخوردار بودن
    • تحت تاثیر قرار دادن
    • تحت نفوذ گرفتن
    • در تصرف داشتن
    • در تملک داشتن
    • مال خود دانستن
    • مالک بودن
    • متصرف بودن
    • متصرف شدن
    • مستولی شدن
    • واجد بودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " possess " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Possess
+ اضافه کردن

"Possess" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Possess در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "possess" با ترجمه به فارسی

  • دارایی
  • آشفته · برخوردار از · تصاحب شده (رجوع شود به possess) · جن زده · دیوانه · شوریده · صاحب · کاملا وسوسه شده
  • (با تغییر دادن ضمیر بیان می شود مثلا I می شود my و whoمی شود whose) · (با قرار دادن of جلو اسم بیان می شود) · (دستور زبان) حالت ملکی (possessive case هم می گویند) · (دستور زبان) ملکی (با افزودن اپوستروف و معمولا s بیان می شود) · انحصارگر · تملک گرای · حالت مالکیت · سلطه گرای · وابسته به داشتن یا مالک بودن (رجوع شود به possess)
  • (جمع) ثروت · (فوتبال و بسکتبال و غیره) در اختیار داشتن توپ · تصاحب · تصرف · تصمیم جدی · دارايی · دارایی · دارندگی · داروندار · داشتن · رجوع شود به self-possession · عزم راسخ · مال و منال · مالک (چیزی) بودن · مالکیت · نیروی اراده · هرچیز مورد تصاحب
  • حالت اضافه · حالت مالکیت
  • zamir-e molki
  • احساس مالکیت
  • تصمیم جدی · خودداری · عزم راسخ · متانت · نیروی اراده
اضافه کردن

ترجمه های "possess" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه