ترجمه "possession" به فارسی

مالکیت, دارندگی, دارایی بهترین ترجمه های "possession" به فارسی هستند.

possession verb noun دستور زبان

Something that is owned. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مالکیت

    noun

    Are you like a monk who doesn't believe in material possessions? I ask.

    میپرسم: تو از اون دراویشی هستی که به مالکیت اشیا اعتقاد ندارن؟

  • دارندگی

    noun
  • دارایی

    10 Can you think of a valued personal possession that you view as special property?

    ۱۰ فرض کنید شما نیز دارایی خاصّی دارید که برایتان بسیار ارزشمند است.

  • ترجمه های کمتر

    • داشتن
    • تصرف
    • تصاحب
    • دارايی
    • داروندار
    • (جمع) ثروت
    • (فوتبال و بسکتبال و غیره) در اختیار داشتن توپ
    • تصمیم جدی
    • رجوع شود به self-possession
    • عزم راسخ
    • مال و منال
    • مالک (چیزی) بودن
    • نیروی اراده
    • هرچیز مورد تصاحب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " possession " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Possession

Possession (1981 film) [..]

+ اضافه کردن

"Possession" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Possession در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "possession" با ترجمه به فارسی

  • دارایی
  • آشفته · برخوردار از · تصاحب شده (رجوع شود به possess) · جن زده · دیوانه · شوریده · صاحب · کاملا وسوسه شده
  • (با زن) جماع کردن · (زن را) تصرف کردن · (قدیمی) به دست آوردن · (معمولا با: of) در اختیار کسی گذاشتن · برخوردار بودن · تحت تاثیر قرار دادن · تحت نفوذ گرفتن · تسخیر شدن/شدگی (توسط شیاطین/جادوگران بعنوان مثال) · دارا بودن · داشتن · دانستن · در تصرف داشتن · در تملک داشتن · مال خود دانستن · مالک بودن · متصرف بودن · متصرف شدن · مستولی شدن · واجد بودن · گرفتن
  • (با تغییر دادن ضمیر بیان می شود مثلا I می شود my و whoمی شود whose) · (با قرار دادن of جلو اسم بیان می شود) · (دستور زبان) حالت ملکی (possessive case هم می گویند) · (دستور زبان) ملکی (با افزودن اپوستروف و معمولا s بیان می شود) · انحصارگر · تملک گرای · حالت مالکیت · سلطه گرای · وابسته به داشتن یا مالک بودن (رجوع شود به possess)
  • حالت اضافه · حالت مالکیت
  • zamir-e molki
  • احساس مالکیت
  • تصمیم جدی · خودداری · عزم راسخ · متانت · نیروی اراده
اضافه کردن

ترجمه های "possession" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه