ترجمه "possessions" به فارسی

دارایی ترجمه "possessions" به فارسی است.

possessions noun دستور زبان

Plural form of possession. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دارایی

    noun

    In three months he would attain his majority and come into possession of his small fortune.

    سه ماه دیگر به سن قانونی میرسید و میتوانست دارایی اندکش را خود تصاحب کند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " possessions " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "possessions" با ترجمه به فارسی

  • آشفته · برخوردار از · تصاحب شده (رجوع شود به possess) · جن زده · دیوانه · شوریده · صاحب · کاملا وسوسه شده
  • (با زن) جماع کردن · (زن را) تصرف کردن · (قدیمی) به دست آوردن · (معمولا با: of) در اختیار کسی گذاشتن · برخوردار بودن · تحت تاثیر قرار دادن · تحت نفوذ گرفتن · تسخیر شدن/شدگی (توسط شیاطین/جادوگران بعنوان مثال) · دارا بودن · داشتن · دانستن · در تصرف داشتن · در تملک داشتن · مال خود دانستن · مالک بودن · متصرف بودن · متصرف شدن · مستولی شدن · واجد بودن · گرفتن
  • (با تغییر دادن ضمیر بیان می شود مثلا I می شود my و whoمی شود whose) · (با قرار دادن of جلو اسم بیان می شود) · (دستور زبان) حالت ملکی (possessive case هم می گویند) · (دستور زبان) ملکی (با افزودن اپوستروف و معمولا s بیان می شود) · انحصارگر · تملک گرای · حالت مالکیت · سلطه گرای · وابسته به داشتن یا مالک بودن (رجوع شود به possess)
  • (جمع) ثروت · (فوتبال و بسکتبال و غیره) در اختیار داشتن توپ · تصاحب · تصرف · تصمیم جدی · دارايی · دارایی · دارندگی · داروندار · داشتن · رجوع شود به self-possession · عزم راسخ · مال و منال · مالک (چیزی) بودن · مالکیت · نیروی اراده · هرچیز مورد تصاحب
  • حالت اضافه · حالت مالکیت
  • zamir-e molki
  • احساس مالکیت
  • تصمیم جدی · خودداری · عزم راسخ · متانت · نیروی اراده
اضافه کردن

ترجمه های "possessions" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه