ترجمه "poss" به فارسی
امکانا, تملک, مثبت بهترین ترجمه های "poss" به فارسی هستند.
poss
verb
abbreviation
دستور زبان
(archaic) To mix with a vertical motion, especially when hand washing. [..]
-
امکانا
-
تملک
-
مثبت
adjective -
شاید
verb adverb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " poss " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "poss" با ترجمه به فارسی
-
قدرت قانونی · نیروی اجتماعی
-
(لاتین) در عالم امکان · بالقوه · به توان (در برابر: موجود · در واقع in esse)
-
(در اصل) افرادی که در صورت احضار ملزم بودند به یاری کلانتر شهر بروند · قدرت قانونی · نیروی اجتماعی · گروه مسلح (و دارای مجوز قانونی) · گروه مسلح (که معمولا از سوی کلانتر احضارشده اند - posse comitatus هم می گویند)
-
آبل پوسه
-
(لاتین) در عالم امکان · بالقوه · به توان (در برابر: موجود · در واقع in esse)
-
(در اصل) افرادی که در صورت احضار ملزم بودند به یاری کلانتر شهر بروند · قدرت قانونی · نیروی اجتماعی · گروه مسلح (و دارای مجوز قانونی) · گروه مسلح (که معمولا از سوی کلانتر احضارشده اند - posse comitatus هم می گویند)
-
(در اصل) افرادی که در صورت احضار ملزم بودند به یاری کلانتر شهر بروند · قدرت قانونی · نیروی اجتماعی · گروه مسلح (و دارای مجوز قانونی) · گروه مسلح (که معمولا از سوی کلانتر احضارشده اند - posse comitatus هم می گویند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن