ترجمه "potent" به فارسی

نیرومند, قدرتمند, پرقدرت بهترین ترجمه های "potent" به فارسی هستند.

potent adjective noun دستور زبان

Possessing strength [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نیرومند

    adjective

    Nor, in some historic instances, has the art of human malice omitted so potent an auxiliary.

    و نیز هنر بدسگالی انسان در برخی از موارد تاریخی این دستیار نیرومند را از قلم نینداخته است.

  • قدرتمند

    This potent emotion is an important element of our mortal existence.

    این احساسات قدرتمند یکی ازپایه های مهم وجود فانی ما است.

  • پرقدرت

    You think them more profound and potent than they are.

    آنها را بیش از آن که واقعاً هستند عمیق و پرقدرت میدانید.

  • ترجمه های کمتر

    • موثر
    • تهم
    • تهمتن
    • قدرقدرت
    • پراقتدار
    • پرتوان
    • زورمند
    • مقتدر
    • متین
    • محکم
    • کاری
    • (استدلال و غیره) قانع کننده
    • (دارو یا مشروب الکلی یا چای یا قهوه و غیره) قوی
    • (مرد) دارای توان جنسی
    • دارای قوه ی باه
    • دارای مردی
    • مجاب کننده
    • مرد افکن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " potent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Potent
+ اضافه کردن

"Potent" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Potent در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "potent" با ترجمه به فارسی

  • با توانایی · بطور کلی یا موثر · مقتدرانه
  • براثر افزودن · قوی کردن · پر اثر کردن
  • زعیم · سلطان · شخص توانا · فرمانروای مقتدر · فرمانروای نیرومند · قادر مطلق · قدرقدرت · پادشاه
اضافه کردن

ترجمه های "potent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه